أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

158

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اى محمّد چون ابراهيم را گفت خداى او كه : اى ابراهيم گردن نه و منقاد باش ، گفت : گردن نهادم و منقاد گشتم خداى جهانيان را . ابن كيسان گفت : مراد آنست كه دين خود را خالص كن بتوحيد ، و عمل باخلاص كن ، گفت : خالص گردانيدم . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 132 ] وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 132 ) تا ابراهيم عليه السّلام زنده بود خلق را دعوت ميكرد و با كلمهء اخلاص ميخواند چون وقت وفاتش درآمد وصيّت كرد فرزندان خود را بدان كلمهء اخلاص كه [ أَسْلَمْتُ ] برو دلالت مىكند و يعقوب نيز هم « 1 » پسران خود را بدان وصيّت كرد و گفتند كه : خداى براى شما دين اسلام اختيار كرد هميشه برين باشيد تا كه مرگ بشما رسد يعنى نبايد كه مرگ بشما رسد و حال و صفت شما جز مسلمانى بود و معنى [ مُسْلِمُونَ ] گفته‌اند كه « مخلصون » و « موحّدون » است پسران ابراهيم هشت بودند اسماعيل را مادر هاجر بود و اسحاق را مادر ساره اسماعيل مهترين بود و ديگران از دختر بقطن « 2 » كنعانيّه بودند و اسحاق را دو فرزند بود عيص و يعقوب ، و يعقوب را از آن بدين نام كردند كه بر عقب عيص بود و او را دوازده فرزند بود كه هر يكى پدر قبيلهء گشتند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 133 ] أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ( 133 ) سبب نزول اين آيت آن بود كه جهودان دعوى كردند كه يعقوب آن روز كه او را وفات رسيد فرزندان را بخواند و بجهودى وصيّت كرد حق تعالى ردّ كرد برايشان و گفت : آيا شما حاضر بوديد « 3 » كه يعقوب را وفات حاضر آمد و او وصايت كرد ، عطا گفت خداى تعالى يعقوب را مخيّر كرد ميان مرگ و زندگانى و با همهء پيغمبران همين

--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى بخلاف ساير نسخ و تفسير ابو الفتوح كه در بعضى بلفظ « نيز » تنها و در بعضى ديگر بكلمهء « هم » تنها اكتفا شده است . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن شش نفر ديگر در اين مورد اين است : « و مدين و مداين و يقشان و زمران و يشق و شوح و مادر اينان جمله قطورا بنت يقطن الكنعانيه بود » . ( 3 ) - در نسخهء قديمى : « بودى » .